یه الاغی هست، صبحها بلندگو دستی میگیره دستش، میاد تو کوچهی ما گدایی میکنه. یعنی کیرم تو خودت و روش گداییات و کلا وجودت. اسم ابولفضل و عباس و کیرخر رو میاره، چار نفر ساده لوح بهش دو زار بدن، چقدر میتونی بیشعور باشی یه آدم؟ دین خودش کلا کیری هست، شمام هی بیان بشاشین توش، گه قاطیاش کنید، هم بزندیش بوی گهش بیشتر در بیاد.